تبليغاتX
rainbow
قالب های وبلاگ لیست وبلاگ های فارسی پرشین وبلاگ
rainbow
غصه, گریه,قیمه!!
هی گرمم می شه هی سردم می شه

همش غصه می خورم

همه جا خاک آلوده

کثیفه

منم همش غصه می خورم

امروز همه بدجوری بهم نگاه می کنن

شاید به جای قیافم یه آفتاب پرسته کریهو می بینن!

خب اگه نمی بینن پس چرا اینجوری نگاه می کنن!

منم که همش دارم غصه می خورم

من ۱۲سالمه

به قیافم نگاه نکنید

به خدا ۱۲سالمه!

یه دختر ۱۲ساله که عاشقه

عاشقه اما غصه می خوره

دلم استخر می خواد

گلستان نهم

دوستای بچگی

ساحل وعلی و سپهر و بنفشه

دارم گریه می کنم

آخه دارم غصه می خورم

یه چیزی بگم

نخندینا

دوست داشتم الان به جای غصه خورش قیمه می خوردم!!

نمی خوام همیشه مثل امروز شکست بخورم

نمی خوام مثل همیشه غصه بخورم

دخترای گنده که گریه نمی کنن

خب اما من کوچولوام

بذارید امشبو گریه کنم

فقط امشبو غصه بخورم...

 
لینک نوشته
شنبه چهاردهم مهر 1386 -- yasi 

دلم درد می کنه

زخم معده

زخم

معده

روح

زخم  زخم  زخم

شایدم یه دل درده عادیه

من همیشه سخت می گیرم

زیاد راه می روم

روی موکت های کثیف خونه

برای همینه آره برای همینه

هر وقت منو می بینید پاهام سیاهه!

نمی دونم چرا آدما یه جوری شدن

فکر کنم بیست سالی می شه!

دیشب یکی بهم گفت

چه آدمه خاصی هستی!!

نمی دونم چرا؟

شاید چون کف پاهام سیاهه!

امروز یکی گفت از من بدش می یاد

نمی دونم چرا؟

شاید چون کف پاهام سیاهه!

تو مدرسه زیاد طرفدار نداشتم

اونا پاهامو نمی دیدن

اما حتما می دونستن که کفشون سیاهه!

شاید یکی یه روز عاشقم بشه!

نمی دونم چرا؟

شاید چون کف پاهام سیاهه!

 
لینک نوشته
سه شنبه بیستم شهریور 1386 -- yasi 

صدای جیغ این زنان

سازهای ناکوک

بچه های شاتوتی

آماده می شوند که بهشان افتخار شود

من فهمیدم

نگاه و سرزنش

باید که گاو باشید

گاوهای شاخدار!

خسته شدم

موتزارت می لرزد!

من که هیچ وقت شاتوتی نبودم دخترا!

شیشه

شیشه

شیشه ای بودم

که...

شکستم...

 
لینک نوشته
جمعه بیست و ششم مرداد 1386 -- yasi 

صدای زنگوله های زرد

روزها

شب ها

می خواستم به زور دوستت بدارم

دیگر اجباری نیست

نمی دانم چرا؟

جاذبه ای نیست

حتی برای تو

حسادت می کنم به هوای اطرافت

همان طور که آن مرد در شعرش ذره ذره ی احساس مرا نوشت

هنوز بزرگ نشده ام

نه به اندازه ی زندگی

کاش قرمز بپوشی

بعد به شمال این زندگی می رویم

شاید زنگوله ها را هم رنگ کنیم..

 
لینک نوشته
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 -- yasi 

هوای سنگین اتاق

مست کننده شده است

مرا به خواب می برد هر لحظه

خواب من خارش انگشتان آلوده را از یاد می برد

خواب من نگاهتان را به ته دره شهر پرتاب می کند

خواب من گاهی چه بی رحم می شود

به یاد می آوری آن شب

مرد کودن پول پرست

پشه ای مرده به روی دیوار شده بود

خواب من دعوای زن و مرد خانه امان را از یاد می برد

خواب من دروغ زیبای تو را از یاد می برد

خواب من ترس مردن مادر و پدر بزرگ پیر را از یاد می برد

خواب من...

 
لینک نوشته
شنبه بیست و ششم خرداد 1386 -- yasi 

.............................................................................................
نقطه

نقطه

نقطه

صورتت را کامل می کند

برای کمک می آیند

همان راه نجاتی که گفتی

دختران فضول

با جوراب های پاره

از بدی های من حرف میزنند

ساده و بی گناه به دنبال نقطه های بنفش رفتم

نقطه

نقطه

نقطه

تمام نمی شوند

مرا کجا می برند در این طوفان خط خطی

نقطه ها رفتند روزی

می دانی صاحبشان جزامی شده بود

روسپی ها را بی ریا می دانست

و من ریا کار بودم

دختران خوب هر روز بگویید از بدی هایم

شما پاکید و من نا پاک

نقطه

نقطه

نقطه ها

پراکنده شوید

جبران کنید

راه نجاتم همین است

فقط همین.

 

 
لینک نوشته
جمعه هجدهم خرداد 1386 -- yasi 

ترانه ی معروف فیلم محبوبم ...جادوگر شهر از

Somewhere, over the rainbow, way up high.


There's a land that I heard of Once in a lullaby.


Somewhere, over the rainbow, skies are blue.


And the dreams that you dare to dream
Really do come true.


Someday I'll wish upon a star and wake up where the clouds are far Behind me.
Where troubles melt like lemon drops, Away above the chimney tops.
That's where you'll find me.


Somewhere, over the rainbow, bluebirds fly. Birds fly over the rainbow,
Why then - oh, why can't I?


If happy little bluebirds fly beyond the rainbow,
Why, oh, why can't i?

 
لینک نوشته
شنبه دوازدهم خرداد 1386 -- yasi 

خانوم کوچیک و موش بنفشی
روزا گذشت با شادی

دلش می داد گواهی

که این روزا تمومه

ستاره تو دلش گفت :سیاهی رو به رومه

صدا اومد که دیره

منم مامان منیره

پاشو که وقت درسه

باید بری مدرسه

ستاره باورش نشد بیداره

چشاشو باز و بسته کرد دوباره نه سه باره

رویای اون تموم شد

دنیا واسش حروم شد

کارش شد آه و زاری

نه شادی و نه بازی

دختر ما غریب شد

از خوشی بی نصیب شد

هر شب توی رختخواب 

می گفت خدایا چرا؟

من اینجا خیلی تنهام می خوام برم به اون خواب

ستاره واسه ی باباش تعریف می کرد خوابشو

معلمش هر چی ازش سوال می کرد نمی دونست جوابشو

 

                                                               ادامه دارد...

 
لینک نوشته
چهارشنبه نهم خرداد 1386 -- yasi 

ریزش سیاهی ترس
ریزش  سیاهی  ترس

تابوت کهنه فریاد می زند

گورکنان خنده ای مسموم سر دادند

کسی به خنده هاشان نگاه نمی کند جز من

زمین سنگر چشمانم خواهد شد

در تاریکی مرا تحسین می کنند

افسوس که گورکن همسایه چراغ را روشن کرده

روشنایی رحم ندارد

تابوت کوچکم تنهاست

عروسک ها با من آشتی نخواهند کرد

گورکن شده ام

نمی خندم

تابوت کهنه هنوز هم تنهاست

دیگر چشمانم زمین را نمی خواهند

زمین باید سنگر تابوتم شود

ریزش  سیاهی  ترس

پشت این سنگر به انتظار کدام دشمن نشسته است؟

گورکنان خوابیده اند

حتی عروسک ها به دیدارم نمی آیند

و تابوت کهنه هنوز هم تنهاست

 
لینک نوشته
پنجشنبه سوم خرداد 1386 -- yasi 

خانوم کوچیک و موش بنفشی
ادامه شعر:

گنجیشک ها و کبوترا دوستش شدن

تو غصه ها و شادی ها همدم ویاورش شدن

تو دشت یه گل بهش گفت :اسمت چیه خانوم گل؟

خانوم کوچولو اخماش یهو رفت تو هم

نشست زمین پاهاشو انداخت رو هم

با اخم و تخم جواب داد

چی کار داری به اسمم

به اسم سخت و زشتم

خدا چی کار کرده بودم که این شد سرنوشتم

اسم منه بیچاره

کاشکی بودش ستاره

اونوقت چقدر خوشبخت بودم

از دست این اسم بدم راحت بودم

از اون به بعد اسم خانوم کوچیک شدش ستاره

هیشکی ازش نخواست بگه اون اسمشو دوباره

 

                                              ادامه دارد...

 
لینک نوشته
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 -- yasi 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386

پیوندها
و تهران خواب بود
قهوه تلخ
پا برهنه در بهشت
ليست وبلاگ هاي فارسي
طراح قالب : ماكرومديا
تالار پرشین تاک

  RSS  

mohammad11